الشيخ حسين المظاهري

66

مشق اخلاق (فارسى)

32 . دلايل ناامنى اجتماع قرآن كريم در آياتى ، با جملات « بِما كانُوا يكْسِبُونَ » « 1 » « بِما كانُوا يصْنَعُونَ » « 2 » « بِما كَسَبَتْ أَيدِى النَّاس » « 3 » مصائب و مشكلات اجتماعى را به اعمال خود مردم نسبت مىدهد . از جمله مىفرمايد : « وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللهِ فَأَذاقَهَا اللهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ » « 4 » و خدا شهرى را مثل زده است كه امن و امان بود و روزيش از هر سو فراوان مىرسيد ، پس [ ساكنانش ] نعمت‌هاى خدا را ناسپاسى كردند ، و خدا هم به سزاى آنچه انجام مىدادند ، طعم گرسنگى و هراس را به [ مردم ] آن چشانيد . يا رسول‌الله مثال بزن و بگو : يك شهرى بود كه در رفاه و آسايش و امنيّت ظاهرى و باطنى ، قرار داشت . امّا اهالى آن شهر كفران نعمت كردند ، يعنى گناه كردند . خداوند نعمت داد و بايد نعمت را در ثواب به كار مىبردند ، امّا در گناه به كار بردند . وقتى چنين شد ، تمام آن نعمت‌ها از آنان سلب و دچار نقمت شدند . گرانى ، كمبود ، و بدتر از آن ، ناامنى دل به سراغ آنان آمد . گناه اجتماعى با جامعه چنين مىكند . اقتصاد سالم و زندگى رفاهى و با نشاط ، وقتى پديد مىآيد كه گناه و فساد اخلاقى از بين برود . كم‌كارى ،

--> ( 1 ) . انعام / 29 ( 2 ) . مائده / 14 ( 3 ) . روم / 41 ( 4 ) . نحل / 112